مقالات
الگوهای قیمتی چیست؟ آموزش مهمترین الگوهای تحلیل تکنیکال
اگر از معامله گران باتجربه بپرسید که قبل از ورود به یک معامله به دنبال چه چیزی روی نمودار هستند، بسیاری از آنها به جای نام اندیکاتورها، از الگوهای قیمتی صحبت میکنند. دلیل این موضوع ساده است؛ قیمت معمولاً رفتارهای تکرارشونده ای از خود نشان می دهد. این رفتارها نتیجه تصمیم های جمعی خریداران و فروشندگان هستند و در شرایط مشابه، الگوهای نسبتاً مشابهی نیز روی نمودار شکل میگیرند.
البته نباید تصور کرد که بازار همیشه دقیقاً مطابق الگوهای کلاسیک حرکت می کند. الگوهای قیمتی یک ابزار برای افزایش کیفیت تحلیل هستند، نه روشی برای پیش بینی قطعی آینده. معامله گری که صرفاً با دیدن یک مثلث یا سر و شانه وارد معامله میشود، تفاوتی با کسی که بدون برنامه معامله میکند ندارد. ارزش واقعی این الگوها زمانی مشخص میشود که در کنار ساختار بازار، حجم معاملات، مدیریت ریسک و رفتار قیمت بررسی شوند.
یکی از اشتباهات رایج میان معامله گران تازه کار این است که تلاش میکنند دهها الگوی مختلف را حفظ کنند. در عمل، بسیاری از معامله گران حرفه ای تنها از چند الگوی معتبر استفاده می کنند، اما آنها را عمیق و در بستر مناسب تحلیل میکنند. شناخت روان شناسی پشت هر الگو، بسیار مهم تر از حفظ کردن ظاهر آن است.
الگوهای قیمتی چیست؟
الگوهای قیمتی (Chart Patterns) ساختارهایی هستند که بر اثر حرکت قیمت روی نمودار شکل میگیرند و میتوانند احتمال ادامه یا تغییر روند را نشان دهند. این الگوها نتیجه رفتار جمعی خریداران و فروشندگان هستند و زمانی بیشترین اعتبار را دارند که همراه با ساختار بازار، حجم معاملات و مدیریت ریسک تحلیل شوند.
در این مقاله از مجموعه آموزشی بازارهای مالی ورتکس با مهم ترین الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال آشنا می شوید، تفاوت الگوهای بازگشتی و ادامه دهنده را یاد می گیرید و خواهید دید که چگونه میتوان از این الگوها برای تصمیم گیری منطقی تر در بازارهای مالی استفاده کرد.
پیشنهاد می شود قبل ازمطالعه این مطلب اطلاعات جامعی راجب تحلیل تکنیکال نیز دریافت کنید: تحلیل تکنیکال چیست و چگونه به تصمیم گیری بهتر در بازارهای مالی کمک میکند؟
الگوی قیمتی چیست؟

الگوی قیمتی (Chart Pattern) به ساختاری گفته میشود که در اثر حرکت قیمت روی نمودار شکل میگیرد و می تواند اطلاعاتی درباره احتمال ادامه یا تغییر روند در اختیار معامله گر قرار دهد. این الگوها حاصل رفتار جمعی معامله گران هستند. زمانی که احساسات، انتظارات و تصمیم های خریداران و فروشندگان به شکل مشابهی تکرار میشود، نمودار نیز ساختارهای مشابهی ایجاد می کند.
برای مثال، زمانی که خریداران چند بار تلاش می کنند قیمت را از یک مقاومت عبور دهند اما موفق نمی شوند، ممکن است الگوی سقف دوقلو شکل بگیرد. یا زمانی که بازار پس از یک روند صعودی مدتی استراحت میکند، احتمال تشکیل الگوی پرچم وجود دارد به همین دلیل، الگوهای قیمتی را میتوان بازتابی از روانشناسی بازار دانست.
با این حال، باید به یک نکته مهم توجه داشت؛ الگوها احتمال ایجاد می کنند، نه قطعیت. هیچ الگویی تضمین نمیکند که قیمت دقیقاً مطابق انتظار حرکت خواهد کرد.
الگوهای قیمتی چگونه شکل میگیرند؟
برای درک بهتر الگوها، لازم نیست صدها شکل مختلف را حفظ کنید. کافی است بدانید که تقریباً تمام الگوهای کلاسیک از سه عنصر اصلی تشکیل می شوند:
- روند قبلی بازار
- نواحی حمایت و مقاومت
- تعادل قدرت میان خریداران و فروشندگان
فرض کنید بازار چند هفته در یک روند صعودی قرار دارد. با نزدیک شدن قیمت به یک مقاومت مهم، بخشی از معامله گران سود خود را ذخیره میکنند و فشار فروش افزایش می یابد. در مقابل، برخی خریداران همچنان به ادامه روند امیدوار هستند.
این کشمکش باعث ایجاد ساختار هایی مانند مثلث، کنج یا سقف دوقلو میشود در واقع، هر الگوی قیمتی داستانی از تغییر یا ادامه تعادل میان عرضه و تقاضا را روایت میکند.
الگوهای قیمتی به چند دسته تقسیم میشوند؟
الگوهای کلاسیک معمولاً در دو گروه اصلی قرار میگیرند.
الگوهای بازگشتی
این الگوها احتمال پایان روند فعلی و آغاز روند جدید را مطرح میکنند.
مهمترین الگوهای بازگشتی عبارت اند از:
- سر و شانه
- سر و شانه معکوس
- سقف دوقلو
- کف دوقلو
- سقف سهقلو
- کف سهقلو
البته حتی این الگوها نیز تا زمانی که شکست معتبر و تأیید مناسب دریافت نکنند، فقط یک احتمال محسوب میشوند.
الگوهای ادامه دهنده
این الگوها معمولاً نشان می دهند بازار پس از یک اصلاح یا استراحت کوتاه، احتمالاً مسیر قبلی خود را ادامه خواهد داد.
رایج ترین الگوهای ادامه دهنده عبارتاند از:
- پرچم
- پرچم سهگوش
- مثلث صعودی
- مثلث نزولی
- مثلث متقارن
- مستطیل
هدف این الگوها، پیش بینی تغییر روند نیست؛ بلکه شناسایی نقاط مناسب برای ادامه حرکت غالب بازار است.
چرا معامله گران از الگوهای کلاسیک استفاده میکنند؟
الگوهای کلاسیک چند مزیت مهم دارند:
- ساختار مشخص و قابل شناسایی دارند.
- تقریباً در تمام بازارهای مالی قابل استفاده هستند.
- با پرایس اکشن و تحلیل روند سازگارند.
- به تعیین نقاط ورود، حد ضرر و اهداف قیمتی کمک میکنند.
- برای مدیریت ریسک چارچوب مشخصی ارائه می دهند.
البته این مزایا تنها زمانی ارزشمند هستند که معامله گر از آنها بهعنوان بخشی از یک سیستم معاملاتی استفاده کند، نه به عنوان تنها معیار تصمیم گیری.
آیا الگوهای کلاسیک هنوز اعتبار دارند؟
با گسترش معاملات الگوریتمی، هوش مصنوعی و معاملات فرکانس بالا، برخی تصور میکنند الگوهای کلاسیک دیگر کاربردی ندارند. واقعیت این است که رفتار انسان هنوز بخش بزرگی از بازار را شکل می دهد. ترس، طمع، انتظار و هیجان همچنان باعث ایجاد ساختارهای مشابه روی نمودار میشوند. آنچه تغییر کرده، شیوه استفاده از این الگوهاست.
امروزه معامله گران حرفهای کمتر به دنبال حفظ کردن اشکال هستند و بیشتر به دنبال درک منطق پشت آنها هستند. به همین دلیل، الگوهای کلاسیک هنوز هم کاربرد دارند، اما زمانی که با تحلیل ساختار بازار، نقدشوندگی، حجم معاملات و مدیریت ریسک ترکیب شوند.
در بخش بعدی مقاله، مهمترین الگوهای بازگشتی کلاسیک مانند سر و شانه، سقف و کف دوقلو و سهقلو را بهصورت کاربردی بررسی می کنیم، نحوه تشخیص آنها را توضیح می دهیم و رایج ترین اشتباهات معامله گران در استفاده از این الگوها را مرور خواهیم کرد.
مهم ترین الگوهای بازگشتی کلاسیک

الگوهای بازگشتی زمانی شکل می گیرند که قدرت روند فعلی به تدریج کاهش پیدا می کند و بازار نشانه هایی از تغییر جهت را نشان میدهد. نکته مهم این است که این الگوها پایان روند را تضمین نمیکنند؛ بلکه احتمال تغییر روند را افزایش می دهند. معامله گر حرفه ای تا زمانی که شکست معتبر و تأیید رفتار قیمت را نبیند، صرفاً بر اساس ظاهر الگو وارد معامله نمی شود.
| الگو | نوع |
|---|---|
| سر و شانه | بازگشتی |
| سر و شانه معکوس | بازگشتی |
| سقف دوقلو | بازگشتی |
| کف دوقلو | بازگشتی |
| پرچم | ادامه دهنده |
| مثلث صعودی | ادامه دهنده |
| مثلث نزولی | ادامه دهنده |
| مثلث متقارن | ادامه دهنده |
| مستطیل | ادامه دهنده |
الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

سر و شانه یکی از معتبرترین الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال است. این الگو معمولاً در پایان یک روند صعودی شکل می گیرد و از سه سقف تشکیل شده است:
- شانه چپ
- سر (بالاترین سقف)
- شانه راست
بین این سه سقف، دو کف ایجاد میشود که با اتصال آنها، خط گردن (Neckline) به دست میآید.
روانشناسی الگو
در ابتدای روند، خریداران همچنان قدرت دارند و سقف جدیدی ایجاد می کنند. اما در ادامه، هر بار توان آنها برای ثبت سقفهای بالاتر کمتر می شود. زمانی که قیمت خط گردن را می شکند، بازار نشان می دهد فروشندگان کنترل بیشتری به دست آوردهاند.
به همین دلیل، بسیاری از معامله گران شکست خط گردن را مهم تر از شکل ظاهری الگو میدانند.
مثال عملی
فرض کنید GBP/USD چند هفته در روند صعودی قرار دارد. قیمت ابتدا تا 1.3250 رشد میکند، سپس اصلاح میشود. بار دوم تا 1.3330 بالا می رود اما دوباره کاهش پیدا میکند. در حرکت سوم فقط تا 1.3230 رشد می کند و پس از آن خط گردن را می شکند.
در این سناریو، شکست خط گردن اهمیت بیشتری از تشکیل شانه راست دارد؛ زیرا نشاندهنده تغییر ساختار بازار است.
اشتباه رایج
بسیاری از معامله گران قبل از شکست خط گردن وارد معامله فروش می شوند. در حالی که تا قبل از شکست معتبر، الگو هنوز کامل نشده و بازار میتواند دوباره روند صعودی را ادامه دهد.
سر و شانه معکوس

این الگو دقیقاً برعکس سر و شانه معمولی است و در انتهای روند نزولی تشکیل میشود.
در این حالت:
- ابتدا یک کف ایجاد میشود.
- سپس بازار کف پایینتری ثبت میکند.
- در نهایت کف سوم بالاتر از کف دوم تشکیل میشود.
پس از شکست خط گردن، احتمال آغاز روند صعودی افزایش پیدا می کند نکته مهم این است که ورود به معامله خرید قبل از شکست مقاومت، ریسک بالایی دارد. بسیاری از الگوهای ناقص دقیقاً به همین دلیل باعث ضرر معامله گران میشوند.
الگوی سقف دوقلو (Double Top)

سقف دوقلو یکی از سادهترین و در عین حال پرکاربردترین الگوهای بازگشتی است در این الگو، قیمت دو بار تلاش میکند از یک مقاومت عبور کند اما هر دو بار شکست می خورد از نظر روانشناسی، این اتفاق نشان می دهد قدرت خریداران برای ادامه روند کاهش یافته است. اما باز هم نکته کلیدی شکست حمایت بین دو سقف است تا زمانی که این حمایت شکسته نشود، نمی توان از تغییر روند صحبت کرد.
مثال
فرض کنید طلا تا محدوده 3400 دلار رشد میکند و سپس اصلاح میشود بعد از مدتی دوباره به همان سطح بازمیگردد اما موفق به عبور از آن نمیشود اگر پس از آن حمایت میان دو سقف شکسته شود، احتمال آغاز اصلاح نزولی بیشتر خواهد شد.
الگوی کف دوقلو (Double Bottom)

کف دوقلو نسخه معکوس سقف دوقلو است در این حالت، بازار دو بار به یک حمایت برخورد میکند اما فروشندگان موفق به شکستن آن نمیشوند. پس از عبور قیمت از مقاومت بین دو کف، احتمال تغییر روند افزایش پیدا میکند این الگو معمولاً در بازارهایی که فروش بیش از حد (Oversold) شده اند، بیشتر دیده می شود.
سقف سه قلو و کف سه قلو

این دو الگو نسبت به نسخه های دو قلو کمتر تشکیل میشوند، اما در صورت تکمیل، اعتبار مناسبی دارند در سقف سه قلو، بازار سه بار تلاش میکند مقاومت را بشکند اما موفق نمیشود در کف سه قلو نیز فروشندگان سه بار حمایت را آزمایش میکنند اما توان ادامه روند نزولی را ندارند وجود برخورد سوم معمولاً نشان دهنده افزایش تردید در بازار است و شکست نهایی میتواند حرکت قدرتمندی ایجاد کند البته مانند تمام الگوهای دیگر، شکست معتبر شرط اصلی ورود به معامله است.
مهم ترین الگوهای ادامه دهنده
برخلاف الگوهای بازگشتی، این دسته از الگوها نشان میدهند که روند فعلی احتمالاً پس از یک توقف کوتاه ادامه پیدا خواهد کرد.
الگوی پرچم (Flag)
پرچم یکی از محبوب ترین الگوهای ادامه دهنده است.
این الگو از دو بخش تشکیل میشود:
- یک حرکت قدرتمند و سریع (میله پرچم)
- یک اصلاح کوتاه و کمشیب (بدنه پرچم)
در بسیاری از روندهای قدرتمند، بازار بدون اصلاح نمیتواند به حرکت ادامه دهد الگوی پرچم دقیقاً همین استراحت کوتاه را نمایش می دهد اگر شکست در جهت روند اصلی انجام شود، احتمال ادامه حرکت افزایش پیدا میکند.
پرچم سه گوش (Pennant)
ظاهر این الگو شبیه مثلث کوچک است بعد از یک حرکت سریع، دامنه نوسان کاهش پیدا می کند و قیمت وارد فاز فشردگی می شود در نهایت، بازار معمولاً در جهت روند قبلی از این محدوده خارج میشود تفاوت اصلی آن با پرچم معمولی، شکل اصلاح قیمت است.
الگوهای مثلث
مثلثها از رایجترین ساختارهای نموداری هستند و در اکثر بازارهای مالی مشاهده می شوند.
سه نوع اصلی مثلث عبارت اند از:
- مثلث صعودی
- مثلث نزولی
- مثلث متقارن
مثلث صعودی
در این الگو، مقاومت تقریباً ثابت است اما کفهای قیمتی به تدریج بالاتر میآیند این رفتار نشان میدهد خریداران با قدرت بیشتری وارد بازار میشوند در صورت شکست مقاومت، احتمال ادامه روند صعودی افزایش پیدا میکند.
مثلث نزولی
در این حالت، حمایت تقریباً ثابت است اما سقفها بهمرور پایینتر تشکیل میشوند این ساختار نشان دهنده افزایش فشار فروش است.
مثلث متقارن
در مثلث متقارن، هم سقفها پایینتر و هم کفها بالاتر تشکیل میشوند. در این شرایط، بازار وارد فاز تصمیمگیری میشود برخلاف تصور رایج، مثلث متقارن جهت مشخصی ندارد و معامله گر باید منتظر شکست معتبر بماند.
الگوی مستطیل (Rectangle)
گاهی بازار برای مدتی بین یک حمایت و مقاومت مشخص نوسان می کند در این شرایط، الگوی مستطیل شکل میگیرد این الگو نشان دهنده تعادل موقت میان خریداران و فروشندگان است خروج قیمت از این محدوده معمولاً آغازگر حرکت جدید بازار خواهد بود.
اشتباهات رایج در استفاده از الگوهای قیمتی

بخش بزرگی از شکست معامله گران به دلیل خود الگوها نیست، بلکه به نحوه استفاده از آنها مربوط میشود.
رایج ترین اشتباهات عبارت اند از:
- معامله قبل از تکمیل الگو
- نادیده گرفتن روند اصلی بازار
- بیتوجهی به حجم معاملات
- ورود بدون شکست معتبر
- تعیین حد ضرر صرفاً بر اساس شکل الگو
- استفاده از الگوها در تایمفریمهای بسیار پایین و پرنویز
- معامله هنگام انتشار اخبار مهم اقتصادی
به خاطر داشته باشید که هیچ الگوی کلاسیکی به تنهایی دلیل کافی برای ورود به معامله نیست. در بخش پایانی مقاله، بررسی میکنیم چگونه الگوهای قیمتی را با پرایس اکشن، ساختار بازار، مدیریت ریسک و حجم معاملات ترکیب کنیم تا تصمیمهای معاملاتی دقیق تر و قابل اعتماد تر بگیریم.
چگونه از الگوهای قیمتی در معاملات استفاده کنیم؟
شناخت الگوهای کلاسیک تنها نیمی از مسیر است. آنچه یک معامله گر حرفه ای را از سایرین متمایز می کند، توانایی استفاده صحیح از این الگوها در شرایط واقعی بازار است.
یکی از رایج ترین اشتباهات این است که معاملهگر به محض مشاهده یک الگو، بدون بررسی سایر عوامل وارد معامله میشود. در حالی که الگوهای قیمتی باید بخشی از یک فرآیند تحلیلی باشند، نه کل آن.
پیش از هر تصمیم معاملاتی، بهتر است این پرسشها را از خود بپرسید:
- روند اصلی بازار چیست؟
- الگو در چه سطحی از نمودار تشکیل شده است؟
- آیا شکست الگو معتبر بوده است؟
- حجم معاملات از شکست حمایت میکند؟
- نسبت ریسک به بازده معامله منطقی است؟
پاسخ این پرسشها کیفیت تصمیم گیری را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
ترکیب الگوهای قیمتی با ساختار بازار
یکی از مؤثرترین روشهای استفاده از الگوهای کلاسیک، ترکیب آنها با ساختار بازار (Market Structure) است فرض کنید یک الگوی سقف دوقلو روی نمودار مشاهده می کنید اگر بازار همچنان سقفها و کفهای بالاتر (Higher High و Higher Low) ایجاد کند، احتمال موفقیت این الگو چندان زیاد نیست.
اما اگر هم زمان با تشکیل سقف دوقلو، اولین کف پایین تر (Lower Low) نیز ایجاد شود، نشانهای از تغییر ساختار بازار خواهد بود و اعتبار الگو افزایش پیدا میکند همین منطق درباره الگوهای صعودی نیز صدق می کند.
برای مثال، تشکیل کف دوقلو در بازاری که ساختار نزولی آن هنوز شکسته نشده است، الزاماً به معنای آغاز روند صعودی نیست به همین دلیل، بسیاری از معامله گران حرفه ای ابتدا ساختار بازار را بررسی می کنند و سپس به سراغ الگوهای کلاسیک میروند.
نقش حجم معاملات در اعتبار الگوها
حجم معاملات یکی از مهم ترین ابزارهای تأیید الگوهای کلاسیک است. در بسیاری از شکستهای معتبر، افزایش حجم معاملات نشان میدهد که تعداد بیشتری از معاملهگران از حرکت جدید حمایت میکنند برای مثال، اگر یک مثلث صعودی با حجم پایین شکسته شود، احتمال بازگشت قیمت بیشتر از زمانی است که همان شکست با افزایش قابل توجه حجم معاملات همراه باشد.
البته در بازارهایی مانند فارکس که حجم واقعی معاملات بهصورت متمرکز در دسترس نیست، بسیاری از معاملهگران از حجم تیک (Tick Volume) یا دادههای قراردادهای آتی بهعنوان ابزار کمکی استفاده میکنند.
محدودیتهای الگوهای کلاسیک
اگرچه الگوهای قیمتی ابزار ارزشمندی هستند، اما محدودیت هایی نیز دارند.
مهمترین این محدودیتها عبارتاند از:
- امکان تفسیر متفاوت یک نمودار توسط دو معامله گر
- شکستهای کاذب در شرایط پرنوسان
- کاهش اعتبار هنگام انتشار اخبار مهم اقتصادی
- وابستگی به تجربه تحلیلگر
- احتمال تأثیر احساسات در تشخیص الگو
به همین دلیل، بهتر است الگوهای کلاسیک را به عنوان یکی از اجزای سیستم معاملاتی خود در نظر بگیرید، نه تنها ابزار تصمیم گیری.
جمع بندی الگوهای قیمتی

الگوهای قیمتی کلاسیک، زبان رفتار بازار هستند. آنها نشان میدهند که تعادل میان خریداران و فروشندگان چگونه تغییر میکند و در چه شرایطی احتمال ادامه یا تغییر روند افزایش می یابد با این حال، ارزش واقعی این الگوها به شکل ظاهری آنها وابسته نیست؛ بلکه به محل تشکیل، ساختار بازار، حجم معاملات، نقدشوندگی و نحوه مدیریت ریسک بستگی دارد.
اکنون که با مهمترین الگوهای قیمتی کلاسیک آشنا شدید، زمان آن رسیده است که یاد بگیرید چگونه این الگوها را در کنار رفتار واقعی قیمت تحلیل کنید. پیشنهاد میکنیم در ادامه مقاله «آموزش کندل شناسی | خواندن کندلها و درک رفتار واقعی قیمت» و همچنین «حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال» را مطالعه کنید تا بتوانید از الگوهای کلاسیک در یک چارچوب تحلیلی منسجم و مبتنی بر مدیریت ریسک استفاده کنید.
اگر تنها به دنبال حفظ کردن نام الگوها باشید، احتمالاً با سیگنالهای متناقض زیادی روبه رو خواهید شد. اما اگر منطق شکل گیری آنها را درک کنید، الگوهای کلاسیک به ابزاری برای تصمیم گیری آگاهانه تبدیل میشوند، نه ابزاری برای پیشبینی قطعی آینده در نهایت، معامله گری موفق نتیجه ترکیب دانش، تجربه، انضباط و مدیریت ریسک است. الگوهای قیمتی میتوانند این مسیر را شفاف تر کنند، اما جایگزین برنامه معاملاتی منظم نخواهند شد برای داشتن برنامه معاملاتی منظم و مشاوره گرفتن از کارشناسان ما با ما در تماس باشید.
منابع:
CMT Association | Investopedia | CFA Institute Research
سوالات متداول (FAQs)
الگوی قیمتی چیست؟
الگوی قیمتی ساختاری تکرارشونده روی نمودار است که بر اساس رفتار خریداران و فروشندگان شکل میگیرد و میتواند احتمال ادامه یا تغییر روند را نشان دهد.
معتبرترین الگوی کلاسیک کدام است؟
الگوهایی مانند سر و شانه، سقف و کف دوقلو، پرچم و مثلث از معتبرترین الگوهای کلاسیک هستند، اما اعتبار آنها به محل تشکیل و تأیید شکست بستگی دارد.
آیا الگوهای کلاسیک در فارکس و ارزهای دیجیتال هم کاربرد دارند؟
بله. این الگوها در فارکس، بورس، ارزهای دیجیتال، کالاها و سایر بازارهای مالی قابل استفاده هستند، زیرا بر پایه رفتار قیمت و عرضه و تقاضا شکل میگیرند.
تفاوت الگوهای بازگشتی و ادامهدهنده چیست؟
الگوهای بازگشتی احتمال پایان روند فعلی را مطرح میکنند، در حالی که الگوهای ادامهدهنده نشان میدهند روند غالب احتمالاً پس از یک اصلاح کوتاه ادامه خواهد یافت.
آیا میتوان فقط با الگوهای کلاسیک معامله کرد؟
خیر. بهترین نتایج زمانی به دست میآید که الگوهای قیمتی در کنار ساختار بازار، پرایس اکشن، حجم معاملات و مدیریت ریسک بررسی شوند.
آیا شکست هر الگو معتبر است؟
خیر. شکست باید با عواملی مانند حجم معاملات، بسته شدن قیمت خارج از محدوده الگو و تأیید رفتار قیمت همراه باشد تا اعتبار بیشتری داشته باشد.
بهترین تایم فریم برای استفاده از الگوهای کلاسیک چیست؟
الگوها در تمام تایمفریمها قابل مشاهده هستند، اما معمولاً در تایمفریمهای چهارساعته، روزانه و هفتگی اعتبار بیشتری نسبت به تایم فریم های بسیار پایین دارند.